زن خیلی دیرش شده بود هیچ چاره ای جز اینکه این مسافت کوتاه و با ماشین بره نداشت
بالاخره دم پارک ایستاد و به ماشین های رهگذر که از تو خیابان رد می شدند مسیرش و می گفت
کسی سوارش نمی کرد
بالاخره یه ماشین پیکان قدیمی بوق زد و نگه داشت
آبجی راهی که تا میدون نیست
دیرم شده خیلی
ترافیک لعنتی دست از سر تهران بر نمی داره
تمام جاهای کیفش و گشت
فقط ۱۰۰ تومان پول داشت
-آقا ببخشید چقدر میشه؟
-۱۵۰ تومان آبجی
زن دوباره همه جای کیفش وگشت
دوباره و دوباره اما چیزی پیدا نمی کرد
-۱۰۰ تومان بیشتر خورده ندارم
-عیب نداره پول خرد زیاد دارم ، می دونید پسرم دیشب قلکش وشکسته و ما هم همه اش وریختیم تو داشتبرد ، حالا حالا ها از ان پول خرد راحتم
این جمله انگار قلب زن و شکوند
حالا نمی شد بچه ات امشب قلکش و می شکست.
زن دیگه هیچ چاره ای نداشت دست کردتو گوشه کیفش و یک ۵۰ تومانی تا نخورده را برداشت
روش نوشته بود « عیدی پدر سال ۱۳۶۸»
اون آخرین عیدی بود که از پدر گرفته بود و از خرداد همون سال دیگه پدر نداشت.
این آخرین باری بود که به اون نگاه می کرد چون دیگه رسیده بود به میدون
۱۵۰ تومان و داد وسریع پیاده شد
-به آبجی ۱۵۰تومان که دیگه خرد
دیگه از این خرد تر هم مگه پیدا میشه، کاش همه مثل شما پول خرد نداشته باشن
زن سریع شروع به حرکت کرد وارد پیاده رو شد و هراسان به سمت کوچه رفت
دیگه کاملا در حال دویدن بود.
رسید به خونه کلید و انداخت تو در هول شده بود دیگه اونقدر قلبش تند می زد که اگر کسی از کنارش رد می شد می تونست صدای قلبش و بشنوه
نیمه های در چادرش و از سر انداخت
صدای ضعیف یه ناله می اومد
دوید و مادر و از روی تخت بلند کرد
همسایه راست گفته بود مادرش از روی تخت افتاده بود و برادرش خونه نبود.
جملات قصار
بهترین جای عالم از دیدگاه خواجه نصیرالدین طوسی
شاپور ساسانی و اجداد شیخ نشین های خلیج فارس
هدایای کورنلیوس سولا برای مهرداد دوم
ایشتوویگو آخرین فرمانروای دودمان مادها
کورش پادشاه ایران از تخم بدکاری می گوید
تنها برای نگهبانی از ایران و مردم
آیوت ها - بازرگانان باستانی ایران
پیشنهاد فرمانروای روسیه به نادرشاه افشار
انتقام سخت ابومسلم خراسانی از بنی امیه
تاسف خواجه نصیرالدین طوسی بر حال عباسیان
بازیهای ورزشی تیس کوپان 291 سال پیش از المپیک در ایران
نا امیدی خردمندان را هم به زمین می زند
بلایی که ابومسلم خراسانی بر سر کمونیسم آورد !
کمک خواندنی شاه سلطان حسین به سیل زدگان
آخرین زمستان سرد عمر حکیم توس ، فردوسی
سه سرو تاریخ ایران ( پارت ، پارس و ماد )
میرزا آقاخان نوری ، نماد مزدوری
کلنل محمدتقی خان پسیان : قطرات خونم نام ایران را خواهد نوشت
کجا دلبری زیباتر از "ایران" سراغ دارید ؟
هوکَرپ و برانوش دو پهلوان با شرافت
نقش ایرانیان در استقلال هندوستان
- داستان کوتاه :
- آرزوی دو همسر 60 ساله
- داستان کوتاهی از زندگی
- داستان کوتاه : ماست مالی
- داستان کوتاه : تعداد ملکه های ایران و انگلستان !!
- داستان کوتاه : لیوان آب و مشکلات!
- داستان کوتاه : رنگ عشق
- داستان کوتاه : شماره ده خر
- زندگی خائنین
- داستان کوتاه : توهم
- داستان کوتاه : جایگاه ادب از دیدگاه یک ریاضیدان
- مرد خسیس و طلاهایش
- داستان کوتاه : دو همسفر
- داستان کوتاه : توصیه لقمان به پسرش
- داستان کوتاه : گاهی باید نشنید!
- مایکل جکسون : امیدوارم بحرین باز به ایران برگردد
- داستان کوتاه : اُمیت و روژوه
- داستان کوتاه : پاسخ فرمانروای ایران بانو ام رستم
- داستان کوتاه : مرام ما ایرانیان
- رمان عاشقانه سپیده عشق
- بخش اول کتاب سپیده عشق : سرزمین رویاها
- بخش دوم کتاب سپیده عشق : مسافری از هند
- بخش سوم کتاب سپیده عشق : دیدار با بزرگان ایران
- بخش چهارم کتاب سپیده عشق : خداحافظی با آرزوهای گذشته
- بخش پنجم کتاب سپیده عشق : فلسفه
- بخش ششم کتاب سپیده عشق : ونوس
- بخش هفتم کتاب سپیده عشق : سپیده عشق
- بخش هشتم کتاب سپیده عشق : من یک اُرُدیست هستم
- بخش نهم کتاب سپیده عشق : دلباخته اش شدم !
- بخش دهم کتاب سپیده عشق : تولد دوباره من !

