پسر بچه ای بود که اخلاق خوبی نداشت و همه اطرافیان از این رفتار او خسته شده بود ند روزی پدرش او را صدا کرد وگفت پسر دلم می خواهد کاری برای من انجام بدهی پسر گفت باشه
پدر اورا به اطاقی برد و جعبه میخی بدستش داد و گفت پسرم از تو می خواهم که هر بار که عصبانی شدی میخی بر روی این دیوار بکوبی
روز اول پسر بچه 37 میخ به دیوار کوبید . طی چند هفته بعد ؛ همان طور که یاد می گرفت چگونه عصبانیتش را کنترل کند تعداد میخهای کوبیده شده به دیوار کمتر میشد .
او فهمید که کنترل عصبانیتش آسانتر از کوبیدن میخها بر دیوار است
به پدرش گفت و پدر نیز پیشنهاد داد هر روز که می تواند عصبانیتش را کنترل کند ؛ یکی از میخها را از دیوار بیرون آورد.
روزها گذشت و پسر ک بلاخره توانست به پدرش بگوید که تمام میخها را از دیوار بیرون آورده است .
پدر دست پسرک را گرفت و به کنار دیوار برد وگفت : پسرم تو کار خوبی انجام دادی اما به سوراخهای دیوار نگاه کن دیوار هر گز مثل گذشته نمی شود وقتی تودر هنگام عصبانیت حرفی را میزنی ؛ آن حرف ها هم چنینی آثاری را در دل کسانی که دلشونو شکستیم به جای می گذارند که متاسفانه جای بعضی از اونها هرگز با عذر خواهی پر نمیشه .
ما چطور هیچ تا حالا فکر کردیم چقدر ازاین میخها در دیوار دل دیگران فرو کردیم
بیایم از خدا بخواهیم که به ما انقدر مهربانی وگذشت بدهد تا
هر گز دردیوار دل دیگران میخی فرو نکنیم .
جملات قصار
بهترین جای عالم از دیدگاه خواجه نصیرالدین طوسی
شاپور ساسانی و اجداد شیخ نشین های خلیج فارس
هدایای کورنلیوس سولا برای مهرداد دوم
ایشتوویگو آخرین فرمانروای دودمان مادها
کورش پادشاه ایران از تخم بدکاری می گوید
تنها برای نگهبانی از ایران و مردم
آیوت ها - بازرگانان باستانی ایران
پیشنهاد فرمانروای روسیه به نادرشاه افشار
انتقام سخت ابومسلم خراسانی از بنی امیه
تاسف خواجه نصیرالدین طوسی بر حال عباسیان
بازیهای ورزشی تیس کوپان 291 سال پیش از المپیک در ایران
نا امیدی خردمندان را هم به زمین می زند
بلایی که ابومسلم خراسانی بر سر کمونیسم آورد !
کمک خواندنی شاه سلطان حسین به سیل زدگان
آخرین زمستان سرد عمر حکیم توس ، فردوسی
سه سرو تاریخ ایران ( پارت ، پارس و ماد )
میرزا آقاخان نوری ، نماد مزدوری
کلنل محمدتقی خان پسیان : قطرات خونم نام ایران را خواهد نوشت
کجا دلبری زیباتر از "ایران" سراغ دارید ؟
هوکَرپ و برانوش دو پهلوان با شرافت
نقش ایرانیان در استقلال هندوستان
- داستان کوتاه :
- آرزوی دو همسر 60 ساله
- داستان کوتاهی از زندگی
- داستان کوتاه : ماست مالی
- داستان کوتاه : تعداد ملکه های ایران و انگلستان !!
- داستان کوتاه : لیوان آب و مشکلات!
- داستان کوتاه : رنگ عشق
- داستان کوتاه : شماره ده خر
- زندگی خائنین
- داستان کوتاه : توهم
- داستان کوتاه : جایگاه ادب از دیدگاه یک ریاضیدان
- مرد خسیس و طلاهایش
- داستان کوتاه : دو همسفر
- داستان کوتاه : توصیه لقمان به پسرش
- داستان کوتاه : گاهی باید نشنید!
- مایکل جکسون : امیدوارم بحرین باز به ایران برگردد
- داستان کوتاه : اُمیت و روژوه
- داستان کوتاه : پاسخ فرمانروای ایران بانو ام رستم
- داستان کوتاه : مرام ما ایرانیان
- رمان عاشقانه سپیده عشق
- بخش اول کتاب سپیده عشق : سرزمین رویاها
- بخش دوم کتاب سپیده عشق : مسافری از هند
- بخش سوم کتاب سپیده عشق : دیدار با بزرگان ایران
- بخش چهارم کتاب سپیده عشق : خداحافظی با آرزوهای گذشته
- بخش پنجم کتاب سپیده عشق : فلسفه
- بخش ششم کتاب سپیده عشق : ونوس
- بخش هفتم کتاب سپیده عشق : سپیده عشق
- بخش هشتم کتاب سپیده عشق : من یک اُرُدیست هستم
- بخش نهم کتاب سپیده عشق : دلباخته اش شدم !
- بخش دهم کتاب سپیده عشق : تولد دوباره من !

